الشيخ رسول جعفريان
282
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
او نشده است . شباهت قرآن در بخش قصص انبيا با تورات نيز مورد نظر مشركين بوده است . خداوند از اين مسأله چنين ياد كرده : « و كافران گفتند كه اين ( قرآن ) جز دروغى كه خود بافته است ، و گروهى ديگر او را بر آن يارى دادهاند ، هيچ نيست ؛ حقاً آنچه مىگويند ستم و باطل است . و گفتند اين اساطير پيشينيان است كه هر صبح و شام بر او املا مىشود و او مىنويسدش » . « 1 » اين آيه پيوند اساطير الاولين را با كسانى كه به زعم مشركين معلم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودهاند نشان مىدهد . قريش قصص قرآنى را نظير قصص اهل كتاب كه آنان را به عنوان « اهل الكتاب الاول » « 2 » مىشناختند ، مىدانستند . دربارهء شباهت قصص قرآن باآنچه در تورات آمده بايد گفت : در اصل هر دو كتاب آسمانى و وجود شباهت طبيعى است اما آنچه مهم است تفاوت اين قصص در اين دو كتاب اولا به لحاظ تفاوت در مطالبى است كه اين كتابها دربارهء انبياء آورده و ثانياً تفاوت عمدهء اين دو كتاب از لحاظ برخورد با عصمت انبياء است . مطالب نادرستى كه در تورات به انبياء نسبت داده شده به هيچ روى در قرآن نيامده و دعوت توحيدى قرآن بسيار صريحتر و آشكارتر است . « 3 » عدم آشنايى رسول خدا با كتابت و قرائت ، براى دفع همين گونه اتهامات بىپايه بوده است . به علاوه بخش عمدهء آيات قرآنى ، بويژه قصص انبياء در مكه نازل شده ، زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كوچكترين آشنايى با فرهنگ يهود مدينه نداشته است . قريش متوجه اين نكته بودند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ترويجگر دينى است كه در حقيقت از نوع ديگر اديان آسمانى است ، به فكر استفاده از يهوديان برآمدند . آنان نضربن حارث را كه بايد او را چهرگان فرهنگى قريش ناميد به سراغ يهوديان مدينه فرستادند تا مسأله را با آنان در ميان گذارد . نضربن حارث با عُقْبَة بن ابى مُعَيط نزد يهود رفته وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را براى آنان باز گفتند . يهود گفتند : سه چيز از او بپرسيد ، اگر پاسخ گفت پيامبر خداست والّا فريب كارى بيش نيست . اول از گروهى كه در زمان نخست ( فى الدهر الاول ) بودند و كارشان عجيب است . دوم از شخص جهانگيرى كه شرق و غرب عالم را در نورديد ، و سوم از روح . دربارهء دو سؤال نخست - كه مقصود از سؤال اول اصحاب كهف و از سؤال دوم ذوالقرنين بود - سورهء كهف نازل شد ؛ دربارهء روح نيز كه به احتمال مقصود همان جبرئيل بوده ، كسى كه وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىآورده و در قرآن از آن با عنوان روح ياد شده ، آيهاى در سوره اسراء نازل گرديد . « 4 »
--> ( 1 ) . فرقان ، 4 - 3 ( 2 ) . دلائل النبوة ، ج 1 ، ص 270 ( 3 ) . براى بحث بيشتر نك : المنار ، ج 11 ، صص 190 - 186 ؛ الميزان ، ج 1 ، ص 62 ( 4 ) . نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 307 - 301 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 142 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 200 - 199 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، صص 461 - 460 ؛ دلائل النبوة ، بيهقى ، ج 2 ، صص 270 - 269 ؛ اسراء ، 85 ؛ روايتى از عبد الله بن مسعود كه بخارى آن را روايت كرده آيه روح را مربوط به دورهء مدينه مىداند نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 271 ؛ احتمالًا آنچه در مدينه مطرح شده سؤال يهوديان از قسمت دوم آيه مربوط به روح است كه فرمود : « و ما اوتيتم من العلم الّا قليلا » نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 308 ؛ دربارهء اقوال ديگر نك : سبل الهدى ، ج 2 ، ص 466